|
دوره کلاسیک
الهام گرفتن از طبیعت
در معماری کلاسیک را به عنوان نمونه در سه ناحیه ی مختلف آفریقا-اروپا و هند بررسی
می کنیم:
آفریقا:
یکی از نمونه های
بارز معماری فراکتال ساختمانهای یائیلای جنوب زامبیا است. خانواده ی بزرگ به صورت
یک حلقه ی مدور است که یک دروازه در بخش انتهایی آن واقع شده است و انبارهای کوچکی
در اطراف قرار دارند. با چرخیدن پیرامون این حلقه خانه ها به مرور بزرگتر و بزرگتر
می شود تا آنجا که بزرگترین خانه یعنی خانه پدر و پیر فامیل در مقابل در وروردی
قرار می گیرد.
تصویر سمت چپ نمودار
پلان این مجموعه است. در جلوی خانه رئیس در بزرگی وجود دارد و یک حلقه ی کوچکتر که
تعدادی ساختمان در اطرافش قرار گرفته اند. در انتهای هر دایره ساختمان یک مذبح
قرار دارد.رابطه پدر و رئیس فامیل به اختصار با واژه ی (کللا)(kelela) به معنی
(حامی) برای ارج نهادن به پدر رئیس است و اهل قبیله فرزندان او هستند.
هند:
معماری معابد و
بناهای یاد بود هند و آسیای جنوب شرقی نمایشی از ساختارهای فراکتالی هستند.در این
بناها هر برج اصلی با مجموعه ای از برج ها احاطه می شود و هر یک ار آن برج ها با
برج های کوچکتر احاطه می شوند و این روند تا هشت مرحله یا بیشتر ادامه پیدا می
کند. به گفته ویلیام جکسن فرم ایده آل و جالب توجهی که برای طراحی این بناها در
نظر گرفته شده است قطعات و سطوح نا محدود می باشد و عقیده ی آنها بی شماری و
پیچیدگی این قطعات که در ظاهر به هم متصلند" آگاهی معمار را می رساند.آنها
این بناها را با افزایش ارتفاع شان که نمادی از تعادلی می باشد بسط می
دادند"و همزمان بنای مقدسی را در عمق آن جاسازی می نمودند"در این نمونه ها
برج ها جنبه های متفاوتی از پانتئون هند را نمایش می دهند.جکسن معتقد بود که همه ی
نمونه های مذهبی هندوئیسم دارای ویژگی فراکتال می باشد. کل معماری هندو به هزاران
درخت می ماند که هزاران شاخه دارد که بر هر شاخه اش هزاران میوه ای رسیده نشسته و
هر میوه ای آن از الگوی شاخه ها و شاخه ها ار الگوی کل درخت تبعیت می کنند.

سان پیترو:
جورج هرسی استاد
تاریخ هنر دانشگاه یِیل پلان برامانته برای سان پیترو (1506) را دارای ویژگی های
فراکتالی می داند. بنا بر توضیح کتب راهنما طرح این بنا به شکل صلیب یونانی است که
گنبد متقاطع آن به صورت قرینه با گنبدهای فرعی واقع شده است. قرینگی فضاهای داخلی
و گوسه های بازوهای متقاطع صلیب در چهار طرف دارای فرورفتگی هایی است که در کنار
هم مکعب اصلی بدنه کلیسا را شکل می دهند. بازوهای این صلیب کوچکتر نیز خود شامل
فرورفتگی های کوچکتر است . به گفته هرسی پلان برامانته را می توان فراکتال خواند
چون حالت تکرار در مقیاس های مختلف آن دیده می شود . جورجیو پلانی مشابه با چهار
طبقه و تکرار گنبدها برای سان پیترو طراحی کرد.
معماری فراکتال حاصل
به هم رسیدن و ترکیب اصول معماری ارگانیک رایت و آرزوهای براون شیلز برای توسعه ی
اشکالی در معماری است و گسترش علم فراکتال طی پنجاه سال اخیر در اغلب اجزاء و
قسمتهای معماری دیده می شود .
در نماها فراکتال با
تکرار فرمهای اولیه و اصلی در یک ناحیه ایجاد شده و با امکان چرخش و قرینگی و
جابجایی خطی آنها در عرض نما تکثیر می شود. از نظر فرمهای ساختمانی نیز معماری
فراکتال از جابجایی و تکثیر قطعه اصلی و اولیه به صورت عناصری مشخص و عملیات چرخش
فراکتالی و اشل بندی و جابجایی خطی شکل می گیرد. این عناصر به یکدیگر متصل شده و
به عنوان دومین مرحله ی ترکیب،مطابق همان جابجایی ها و اصول مجددا تکرار می شود و
پروسه تا بی نهایت ادامه میابد.
معماری فراکتال مدرن
چارلز جنکس در کتاب پارادایم
جدید در معماری،هفت پارادیم و به قولی هفت گرایش معماری معاصر را بیان می کند که
به عقیده ی او این هفت گرایش،هر کدام بخشی از پارادایم بزرگ جهان امروز را تشکیل
می دهند.هفت پارادایم او عبارتند از:پیچیدگی،الهام از فرمهای طبیعی،الهام ار
ساختارها و داده های محیط مصنوعی و کلانشهرها،به کار گیری اشکال حبابی و قطره
ای،بهره گیری از نشانه ها و فرمهای بومی،استفاده از شمایل مربوط به کیهان شناسی نو
و در نهایت ختق فرمهای مبهمی که می توانند به صورت های مختلف تعبیر شوند. به عقیده
او پارادایم جدید شامل بناهای ساختار شکن می شود که موزه گوگنهایم در بیلبائوی
اسپانیا،اثر فرانک گه ری،نمونه خوب آن است و از سویی پروژهای ساخته نشده ی
معمارانی چون پیتر آیزنمن و دانیل لیبسکیند،زاها حدید و یا دیگر معماران اروپایی
را در بر می گیرد. 
 او مدعی است که کار معماران یاد شده با کاربردهای علم جدید،به وجود آمده و می
توان آنها را با توجه به همین کاربردها درک کرد. یعنی نظریه ی پیچیدگی ،سیستم های
خود سازمانده،فراکتال ها،دینامیک خطی،پیدایش و خود همانندی است. او می
گویید:(قواعدی که در این میان ظهور میابند ،همواره باعث بر آشفتن می شوند.)حیطه
شان هم متنوع است:از لکه های بد قواره گرفته تا اشکال موج گونه ی زیبا و برازنده،و
از خطوط هندسی فراکتال نا صاف تا مناظر کامپیوتری سرد. این زبان جدید،با این
انگاره که نظم شهری جدید،که به الگوهای همواره متغیر طبیعت نزدیکتر می نماید،امکان
دارد زبان های کهنه ی کلاسیسم و مدرنیسم را به چالش طلبد.از جمله به نمونه های این
روند می توان به آثار دیگر فرانک گه ری چون دانشکده مدیریت،تالار کنسرت والت دیزنی
در لس آنجلس،موزه هنر مدرن سامسونگ در سئول اشاره کرد.
اا |